طی چند سال اخیر فیلمهای کمدی فراوانی اکران شده اند که از آن جمله می توان به این فیلمها اشاره کرد : کما ، مارمولک ، معادله ، مهمان مامان ، بله برون ، خوابگاه دختران ، مجردها ، ازدواج صورتی ، شاخه گلی برای عروس ، شارلاتان ، اسپاگتی در هشت دقیقه ، نوک برج ، عروس فراری ، مکس ، چپ دست ، زیر درخت هلو ، هوو ، ازدواج به سبک ایرانی ، آتش بس ، چند میگیری گریه کنی ، انتخاب و سوغات فرنگ .
بر اساس این آمار :
در سال ۸۳ : ۶ فیلم کمدی
در سال ۸۴ : ۹ فیلم کمدی
در سه ماه اول ۸۵ : ۷ فیلم کمدی
اکران شده اند که روند افزایش فیلمهای کمدی را نشان می دهد . تا پایان سال جاری فیلمهای کمدی فراوانی روی پرده می روند .
بی شک فروش موفق فیلمهای کمدی این شرایط را ایجاد کرده . هر چند فروش موفق فیلمهایی چون چهارشنبه سوری ، آکواریوم ، دوئل و بید مجنون ثابت می کند که مردم از سایر ژانر ها هم تا حدودی استقبال می کنند .
کمدی بودن به تنهایی بد نیست . آثار شاخصی در این ژانر تولید شده اند که جز شاهکارهای سینما لقب گرفته اند . اما سه نکته در اینجا می ماند
۱- فیلمهای کمدی نباید در صد بالایی از تولیدات سینمایی را تشکیل بدهند .
۲- اینکه هر سال فیلمهای کمدی در رتبه های بالا باشند تاسف بر انگیز است .
۳- فیلمهای کمدی واقعا باید کمدی باشند و این شرایط خاصی را می طلبد .
در مورد ( ۱ ) وقتی می بینیم در سه ماه اول سال ۷ فیلم کمدی ( بدون احتساب مربای شیرین که مربوط به ژانر کودک و نوجوان است ) اکران شده اند متوجه می شویم که سینمای ایران فقط روبه این تولیدات است . ضریب اشغال سالن این فیلمها هم بسیار بالاست . در حالی که فیلمهای جدی سالنهای بسیار محدودی دارند . در حال حاضر بخش عمده ی تولیدات سینمای ایران کمدی هستند و اگر روند رو به رشد این ژانر ادامه یابد ، سالنهای سینما به سیرک و جنگ های شادی تبدیل می شوند که مردم فقط برای خنده و شاد شدن روحیه به آنها می روند !!! نگاهی به فیلمهای در نوبت اکران بیاندازید : زن بدلی ، شام عروسی ، نقاب ، قلقلک ، تردست و ... کمدی اند .
در مورد ( ۲ ) بیشتر فیلمهای پر فروش کمدی هستند . از سال ۸۱ به این سمت پر فروش ترین فیلم کمدی بوده ( کلاه قرمزی و سروناز ، توکیو بدون توقف ، مارمولک ، مکس و احتمالا امسال هم آتش بس ) و البته رتبه های بعدی هم به این فیلمها اختصاص داشته . بسیاری از مردم فقط به دیدن فیلمهای کمدی می روند . هر چند تعداد بسیار کمی هم از تولیدات تلخ و جدی و اجتماعی با فروش خوبی روبرو می شوند .
در مورد ( ۳ ) متوجه می شویم که اکثر فیلمهای کمدی تنها قصد دارند با دلقک بازی ، لودگی ، استفاده از کلیشه های فرسوده و فضای طنزهای شبانه و ... مردم را بخندانند . در بسیاری از تولیدات کمدی سینمای ایران پوشش زنانه ی مردها را می بینیم . رفتن موش در شلوار مرد ، بر خورد آمپول یا افتادن شلوار هم از جمله نکات ظریف این فیلمهاست .
اگر فیلمهای معدودی چون مهمان مامان ، مارمولک و مکس را از فیلمهای ۸۳ به این طرف برداریم هیچ کمدی خوبی نمی بینیم . چند نمونه متوسط به بالا مانند خوابگاه دختران ، زیر درخت هلو و هوو هم نمی توانند به تنهایی راضی کننده باشند .
متاسفانه حضور پر رنگ بازیگران طنزهای شبانه را هم در این فیلمها می بینیم . یک فیلم کمدی می تواند به خوبی به نقد اجتماعی بپردازد و آینه ی تمام نمایی باشد . در این فیلمها انتقادات تند در قالبی کمیک بیان می شود و گاه روابط بین افراد که خود در جریان آنها هستیم جدا از خنداندن تماشاگر او را به فکر وا می می دارد . در فیلمها و تئاترهای کمدی ، برنامه های طنز تلویزیون و مقاله های نشریات می توان مسائلی را مطرح نمود که روی بیننده یا خواننده تاثیر فراوان بگذارد در عین اینکه او را شاد هم بکند .
ولی در سینمای ایران در حال حاضر خبری از مطرح کردن چنین مسائلی نیست . از طرفی رگه های فیلمفارسی وارد اکثر فیلمهای کمدی می شود ، در کنار آن تیه کنندگان و نویسندگان و کارگردانان ضعیف لودگی را از دست یکدیگر تقلید می کنند و با حضور چند بازیگر طنز شبانه به هر شیوه ای که بتوانند لبخند را بر لبان تماشاگر می نشانند و به عبارتی دیگر با سیخ او را قلقلک می دهند .
بله برون و شاخه گلی برای عروس را می توان مثال زد که حتی یک شوخی کلامی یا فیزیکی خوب در آن پیدا نمی شود و به سبک نازل ترین فیلمهای کمدی اوایل دهه افتاد ( مانند تحفه هند و پاکباخته ) از تکراری ترین شوخی ها استفاده می کنند که هیچ انتقادی هم دیده نمی شود و فیلمنامه نویس هم خلاقیتی در این فیلمنامه ها ندارد . آنها پس از استفاده از این شوخی های تکراری و لوس و لوده ، برای اینکه دست پختشان سر و ظاهر بهتری برای مخاطب داشته باشد چاشنی هایی به آن اضافه می کنند چون : بازیگران طنزهای شبانه ، رگه های فیلمفارسی وار ، آواز خواندن کاراکترها و فضای لوکس . این فیلمها اکران می شوند و از سینماهای جنوب شهر ( مانند میلاد ) تا سینماهای مرکز ( مانند بهمن ) و سینماهای شمال شهر ( مانند جوان و آستارا ) با فروش خوبی روبرو می شوند و حتی در سینماهای میدان ولی عصر هم با استقبال خوبی روبرو می شوند . به طوری که سینما قدس برای فیلمی چون بله برون با ۷ سانس نمایش باز هم بلیط کم می آورد !!! این نشان می دهد سطح سلیقه پایین است . چه در شمال و جنوب تهران ، چه در سایر استان ها .
سازندگان شارلاتان پا را از مرزها فراتر می گذارند . آنها یکه بزن که اتفاقا فروش خیلی خوبی هم نداشته را از میان فیلمفارسی های فراوان انتخاب کرده ، آنگاه فضای آن را لوکس و مورد توجه نسل امروز می کنند و با اضافه کردن یک ستاره ی سینما و دو بازیگر طنزهای شبانه یک فیلمفارسی از نوع امروزی را تحویل مخاطب می دهند . این سازندگان با زیرکی این را در می یابند که مخاطب ایرانی فیلمفارسی را دوست دارد و اگر کمی زرق و برق به این فیلمفارسی ها بدهیم با کلاس ها هم از آن استقبال می کنند !!!
فیلم دیگری پیدا می شود که قصد حمایت از فرهنگ اصیل ایرانی را دارد . اینکه اصلا فرهنگ اصلی ایرانی خوب است یا بد بحث های مفصلی می طلبد . اما واقعیت امر این است که نمی توان تفاوت چندانی بین ازدواج به سبک ایرانی و بسیاری از جمع کثیر تولیدات نازل قرار داد . گرچه حضور عواملی حرفه ای در پشت دوربین چون مجید میرفخرایی ( طراح صحنه و لباس ) مصطفی خرقه پوش ( تدوین ) و اسحاق خانزادی ( صدابردار ) دیده می شود اما این دلیلی بر خوب بودن اثر نیست . طراح چهره پردازی فیلمهایی چون شارلاتان و عروس فراری ، عبدالله اسکندری ( یکی از برترین عوامل فنی سینمای ایران ) است اما این آثار از بدترین تولیدات اند . حسن فتحی ( کارگردان ) کسی است که مجموعه هایی که ساخته هم چنگی به دل نمی زند و او اصلا در حد و اندازه سینما نیست . بازیگران فیلم هم به جز محمدرضا شریفی نیا هیچکدام گزینه ی خاصی نیستند . حتی سعید کنگرانی که با دوران اوجش در دایره مینا فاصله ای بسیار دارد . چند عامل باعث شد تا کمتر کسی به این فیلم ننگ اتبذال بزند . نام مینو فرشچی به عنوان فیلمنامه نویس و تعریف و تمجیدهای بی جهت دنیای تصویر در یک ویژه نامه مختص این فیلم به این علت که فیلم تولید علی معلم ( صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر و همه کاره !!! ) است و او برای اینکه فیلمش خوب بفروشد از چنین تمحیداتی استفاده کرد . او از آشنایی اش با نویسندگان سایر نشریات هم استفاده کرد تا آنها هم بر این فیلم ستایش ها بنویسند . ولی مجله فیلم ریر بار نرفت و به عنوان معتبرترین مجله ی سینمایی این فیلم را تحویل نگرفت !!! این فیلم بدون شک بالاتر از آثاری چون بله برون و شارلاتان است اما خود جز آثار کمدی سخیف و ضعیف است .
فیلمهایی چون چپ دست ، عروس فراری و چند میگیری گریه کنی هم از جمله کمدی های دم دستی و مبتذل سینمای ایران هستند .
آثار متوسط به پایینی چون مجردها ، خوابگاه دختران ، معادله ، اسپاگتی در هشت دقیقه و نوک برج هم از دیگر تولیدات کمدی هستند .
در مورد سه فیلم مکس ، مارمولک و مهمان مامان در این وبلاگ زیاد نوشته ام . ولی واقعا باید پیمان قاسم خانی را ستایش کرد که به نوعی تنها فیلمنامه نویس کمیک خوب سینمای ایران است . به طوری که در انبوه طنزهای شبانه ی ضعیف مانند نقطه چین ، ارث بابام ، شبکه سه و نیم ، زندگی به شرط خنده و ... تنها سه طنز شبانه ی خوب پاورچین ، کمربندها را ببندیم و شبهای برره را می توان پیدا کرد ( در چند سال اخیر ) که سر پرست نویسندگان همه ی آنها پیمان قاسم خانی مرد بی رقیب عرصه ی طنز است .
می توان از مهران مدیری ، سیامک انصاری ، سعید پیردوست و شقایق دهقان به عنوان کمدین های خوب طنزهای شبانه یاد کرد .
و بهتر از اینها ، امیر جعفری که مقام و منزلت او خیلی بالاتر از رقبایش در طنزهای شبانه است و به جز بازیهای خوبش در بدون شرح و کمربندها را ببندیم و من یک مستاجرم در چند فیلم سینمایی مانند قارچ سمی ، نان عشق و موتور ۱۰۰۰ ، مکس ، جنایت و ... هم بسیار خوش درخشیده .
افرادی چون مهران مدیری و امیر جعفری از افتخارات تلویزیون اند و هیچ تشابهی با دلقک های طنزهای شبانه ندارند .
سطح کیفی برنامه های تلویزیون و فیلمهای سینمایی در ژانر کمدی بسیار پایین است . افرادی چون پیمان قاسم خانی و تا حدودی فرهاد توحیدی و ایرج طهماسب به عنوان فیلمنامه نویس ، مهران مدیری ، ابوالحسن داوودی و کمال تبریزی به عنوان کارگردان و امیر جعفری ، فرهاد آئیش ، حمید جبلی ، گوهر خیراندیش ، رامبد جوان ، رضا عطاران و محمدرضا شریفی نیا به عنوان بازیگر می توانند بنیه این ژانر را تقویت کنند .
سطح سلیقه ی کودکان هم باید از سنین پایین تقویت شود . متاسفانه اکثر برنامه های عروسکی و کارتون های روی آنتن به قدری نازل اند که سطح توقع کودکان را تا حد زیادی پایین می آورند . در این راستا استفاده از تجربه های مرضیه برومند ، محمد علی طالبی ، مسعود کرامتی و ایرج طهماسب می توانند این برنامه ها را تقویت بخشد . کارگردانی مانند حسین قناعت با ساخت فیلمی چون ماجرای اینترنتی که اثری در خور اعتنا و خوب بود توانست تمجید کودکان و نوجوانان را در جشنواره فیلم اصفهان از این فیلم موجب شود که چنین فیلمهایی می تواند تاثیر بسیار خوبی بر روی کودک و نوجوانان بگذارند .
با توجه به اینکه اکثر آثار کودک به خاطر ذائقه ی این گروه سنی کمدی هستند یا حداقل لحن کمیک در آنها پر رنگ است می توان این آثار را هم جزئی از ژانر کمدی قرار داد . با این تفاوت که گاه شوخی هایی هستند که برای بزرگترها خنده دارند و گاه برای کودکان و گاه برای هر دو . مجموعه هایی چون کارآگاه لطفی و مسافری از گرونگول می توانند تاثیر بسیار مثبتی بر این گروه سنی بگذارند و سطح توقع او را بالا ببرند .
تب کمدی سازی چند سالی است که در سینمای ایران رواج پیدا کرده و گریبان گیر اکثر تهیه کنندگان و کارگردانان شده است . با توجه به سود دهی بالایی که اکثر آثار کمدی دارند بیشتر تهیه کنندگان تمایل به ساخت این نوع فیلم ها دارند . موج کمدی سازی در شرایطی که ساخت آثار عاشقانه ( که از سال 1376 آغاز شده بود ) رو به نزول میرفت ، آغاز شد .البته در ابتدای امر سازندگان این آثار صرفا گیشه را مد نظر قرار نداده بودند و فیلم ها دارای عمق بیشتری بودند و عناصر استاندارد فیلم سازی کمدی به درستی در آنها به کار گرفته شده بود .

اما اوج پخش آثار کمدی همزمان با نوروز 1385 آغاز شد . (( زیر درخت هلو)) ، ((هوو)) ، ((ازدواج به سبک ایرانی )) ، (( مربای شیرین )) ، (( آتش بس )) ، (( چند میگیری گریه کنی ؟ )) ، (( انتخاب )) ، (( سوغات فرنگ )) ، (( شام عروسی )) و (( زن بدلی )) آثاری هستند که از فروردین تا مرداد 85 به اکران در آمده اند . این امر نشان دهنده گرایش شدید تهیه کنندگان به سمت آثار کمدی است . نمایش 10 فیلم کمدی از مجموع 15 فیلم اکران شده در مدت 4 ماه یک رکورد برای سینمای ایران می باشد . فروش فراوان فیلم های ذکر شده به جز (( انتخاب )) ، ( که قربانی شرایط نامناسب اکران شد ) آشکارا نشان دهنده افت سطح سلیقه مردم می باشد . هر چند در این میان فیلم هایی چون (( آتش بس )) و یا (( ازدواج به سبک ایرانی )) تا حدودی خوش ساخت تر بوده اند . اما واقعا هدف از ساخت فیلم هایی مثل : (( سوغات فرنگ )) ، (( چند میگیری گریه کنی ؟ )) ، (( انتخاب )) و ... چه میتواند باشد .آیا می توان (( شام عروسی )) را فیلمی کمدی نامید . فیلمی که به جز حرکات امین حیایی فاقد هر گونه صحنه کمدی است .
تهیه کنندگان باید کمی به شعور مخاطب احترام بگذارند و تنها به فکر سود کلان هر معجونی را به اسم فیلم کمدی تقدیم مردم نکنند .سال 1384 تعداد آثار کمدی به 10 فیلم رسید ، که از مجموع این 10 فیلم آثار ضعیف و بی کیفیتی بودند . (( شارلاتان )) ، (( شاخه گلی برای عروس )) ، ((عروس فراری )) ، (( ازدواج صورتی )) و (( اسپاگتی در 8 دقیقه )) علی رقم استقبالی که از آنها به عمل آمد آثار ضعیفی بودند . (( مجردها )) ، (( نوک برج )) ، (( دربه درها )) و (( چپ دست )) نیز آثار چندان مطلوبی نبودند و نسبت به کمدی های سالیان گذشته حرف خاصی برای گفتن نداشتند . در این میان تنها فیلم (( مکس )) بود که توانست هم نظر مثبت مردم را دارا باشد و هم نظر مثبت منتقدین . اما از سال 1383 به بعد رفته رفته دید تهیه کنندگان به سمت گیشه تغییر پیدا کرد و از کیفیت فیلم ها نیز کاسته شد .البته این افت کیفیت در آثار کمدی باعث افت سطح سلیقه مردم نیز شد به گونه ایی که هم اکنون فیلم هایی که حتی از استاندارد طنز های تلویزیونی نیز پایین تر هستند با استقبال شدید مردم مواجه می شوند . اگر فیلم (( 13 گربه روی شیروانی )) را جزء آثار کمدی در نظر بگیریم در سال 83 شاهد 6 فیلم کمدی بودیم که تقریبا تمامی آنها نیز به فروش بالایی رسیدند . (( مارمولک )) ، (( مهمان مامان )) و (( معادله )) سه فیلم شاخص این سال بودند اما (( 13 گربه روی شیروانی )) ، (( کما )) و (( بله برون )) از آثار نا مطلوبی بودند که آشکارا نشان دهنده افت کیفیت آثار کمدی میباشند . جرقه ساخت آثار کمدی در سال 1381 زده شد ، در این سال سه فیلم (( کلاه قرمزی و سروناز )) ، (( نان ، عشق و موتور هزار )) و (( دختر شیرینی فروش )) در صدر جدول فروش فیلم ها قرار گرفتند . سال 82 چهار فیلم (( توکیو بدون توقف )) ، ((دنیا )) ، (( عروس خوشقدم )) و (( دختر ایرونی )) صدر جدول را به تسخیر خود درآوردند . که این امر نشان دهنده افزایش تولید آثار کمدی بود . لازم به ذکر است که در این دو سال هنوز فیلم های کمدی دچار افت کیفیت نشده بودند و در ورطه تکرار و لودگی قرار نگرفته بودند.